كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

964

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

مرفّه و آسوده با زن و فرزند و مواشى و حواشى به ملك خود بازگرديم . آن حضرت صدق ايشان باور كرده كلانتران ايشان را مجدّدا خلعتهاى طلادوز و كمرهاى زرين عنايت فرمود و فرمود كه اسلحهء آن قوم را به قورخانهء همايون سپارند و هيچ آفريده متعرّض مال ايشان نشود و به زر نيز از ايشان چيزى نخرد تا موجب سبكبارى ايشان نشود و انديشهء فرار نكنند و جمعى امرا را تعيين كرد كه ايشان را [ كرن كرن و جوق جوق ساخته از انواع تكاليف و عوارض محروس دارند و يورتچيان ايشان را ] « 1 » به سر آبهاى خوش و علفخوارهاى نيك فرود آورند . به همين منوال سى هزار خانه با اموال و اثقال از مملكت روم بيرون آمدند . ذكر مراجعت حضرت صاحب‌قران از ممالك روم و طلبيدن آغرقها چون ممالك روم به تمام مسخّر احكام سلطان فلك احتشام شده شهرهاى معظم و قلعه‌هاى محكم مسخّر و مسلّم گشت و فتوحى كه در قرنها پادشاهان را دست نداد در كمتر از سالى ميسر شد ، حضرت صاحب‌قران عنان مراجعت انعطاف داده كوس بشارت آن نصر مبين در بلاد روى زمين فروكوفتند . بيت دشمن كه نمىخواست چنين كوس بشارت * همچون دهلش پوست به چوگان بدريديم و رسل و رسايل به اطراف ممالك ربع مسكون رفته حكم همايون نافذ شد كه بانوى عظمى سراى ملك خانم و ديگر آغايان و خان‌زاده والدهء شاهزادهء سعيد ، محمد سلطان ، از سلطانيه عزيمت نموده به حدود آونيك آيند و سپاه ظفرپناه با خزاين موفور و غنايم نامحصور در سايهء دولت آفتاب رايت آن حضرت به قيصريه رسيدند و اهالى آن‌جا از قصور عقل در نقبها گريخته بودند . على سلطان تواچى با

--> ( 1 ) . ك ندارد .